تبلیغات
معلم زمان - دل نوشته های شخصی - مطالب بهمن 1391
 
معلم زمان - دل نوشته های شخصی
آنچه نیاموختم از اوستاد -- سیلی ایام بمن یاد داد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی حاجی رضایی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در خصوص مطالب :







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

 

گفت دانایى که گرگى خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر
لاجرم جارى است پیکارى بزرگ، روز و شب مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره این گرگ نیست ، صاحب اندیشه داند چاره چیست
اى بسا انسان رنجور و پریش، سخت پیچیده گلوى گرگ خویش
اى بسا زور آفرین مردِ دلیر، مانده در چنگال گرگ خود اسیر
هرکه گرگش را دراندازد به خاک، رفته رفته مى‌شود انسان پاک
هرکه با گرگش مدارا مى‌کند، خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند
هرکه از گرگش خورد دائم شکست، گرچه انسان مى‌نماید، گرگ هست
در جوانى جان گرگت را بگیر، واى اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیرى گرکه باشى همچو شیر، ناتوانى در مصاف گرگ پیر
اینکه مردم یکدگر را مى‌درند، گرگهاشان رهنما و رهبرند
اینکه انسان هست این سان دردمند ، گرگها فرمان روایى مى‌کنند
این ستمکاران که با هم همرهند، گرگهاشان آشنایان همند
گرگها همراه و انسانها غریب، با که باید گفت این حال عجیب





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 7 بهمن 1391
علی حاجی رضایی